
دلم می خواد تو باشی !
تو بیایی و باشی!
دلم می خواهد تو بمانی!
من دلم ميخواهد بدون ترس!
با صداي بلند، تو را به اسم صدا كنم!
تو را فریاد بزنم . . .
و هرگز كسي هم از من نپرسد كه تو كيستي؟!
و از كجا آمده اي؟؟
در قلب من چه میکنی؟!
و چه نسبتي با شعرهاي من داري!
من دلم ميخواهد تمام قافيه هاي شعرم تو باشي اما. . .
اما من هنوز هم مغرورترين و سخت ترين دختر دنيا باشم !
من ميخواهم تا هميشه " تو " خطابت كنم به جاي "شما"!!!
و تو همیشه با زیباترین واژه های ممکنه پاسخم دهی!
من دلم می خواهد همیشه مهربان باشی
من دلم ميخواهم شيوه ناز كشي بياموزمت . . .
كه ديگر به اين راحتي ها مقابل يك نه ساده ی من، همه چيز تمام نشود!
و با کج خلقی هایم هرگز دلسرد نشوی!
من دلم ميخواهد باور كنم كه براي چشم هاي مهربان تو
زيباترين زنم!
من دلم ميخواه معماي وجودت را حل كنم!
و پيروزمندانه لبخند بزنم . . .
. . . تا . . .
بدانم تمان نا تمامت مال من است . . .
من دلم ميخواهد عطرِ تنم
جاودانه ترين عطري باشد كه استشمام کرده اي!
میخواهم تمام تو باشم و آرزوهاي کوچک تو . . .
و تو همیشه تو باشی
نمیدانی دير زمانيست
آن چنان منتظرم
كه اگر زود هم بيايي دير است!!!
زودتر بیا . . .
پ.ن1:امروز ظهر داریم میریم مشهدتا یکشنبه بعد از ظهر، عیدی همتونو از سلطان میگیرم و زیر ایوان طلا فراموشتون نمی کنم!
پ.ن۲: خدایی کی دختر به با احساسی خودم دیده؟! قربونم برم الهی!
پ.ن۳: یکی برای من شفاف سازی کنه این مینا، رویا، سزار،داریوش و سیما کی هستن؟ چون چند نفر به همین اسما نظر میدن واسه اون گفتم شاید امر خیر پیش اومد واسه داداشم و اینا!
پ.ن۴:اگه گوشیمو خاموش کردم فکر نکنی به خاطر تو بوده میخوام چند روز تو تنهایی به اون شب فکر کنم!
پ.ن۵: نمیدونین چقدر دپرسم ولی تصمیم گرفتم بخندم!
البته از پوست کلفتی!!!

پلکهايم آرزوی به هم رسيدن را با خود به گور خواهند برد!
و نفس هايم انگار تا بينهايت فاصله ای ندارند . . .
هرچه که هست بی قرار می آيند و می آيد و می آيد . . .
و بی تاب می روند و می روند و می روند . . .
چه واژه بيهوده ايست آرامش
وقتی حتی به يادت حتی درقفس هم آرامشی هست!
چه بی حوصله از پشت ميله ها به بهشت فردا می نگرم!
گويی بايد تا رسيدن به بهشت از جهنم گذر کرد . . .
عجب فرصت اندکی است این روزهای من
نه عشقی نه آرزويی و نه حتی . . .
کتاب را که بر می دارم گويی رويا به سراغم آمده است!
گويی بهشت با کنار زدن جلد نمايان خواهد شد!
چقدر از شعر و جوانی و مستی دور افتاده ام!
چقدر دلتنگ يک جرعه خنده ام . . .
کجاست نامه هايي که به باد داده بودم؟!
و چه شد آن همه طراوت که با شوق ديدن تو به سراغم می آمد؟!
گويی تو همه را فراموش کرده ای!!!
فراموشی واژه ی زيبايی نيست . .
ولی روزی که غم هايم را فراموش کنم شيفته اش خواهم شد . . .
دلم هوای نم کوچه های شمال و نوازش دانه های باران را کرده است!
بارها چشمان آبی دريا را فرموش کرده ام . . .
اما خوب می دانم که با همه وسعتش بی چون و چرا پذيرای همه بهانه های من است!
ديگر بس است . . .
. . . بس . . .
تا جهنم چند ساعتی مانده . . .
تو می دانی؟!

خیلی چیزا بود
که
میخواستم بگم
وقت رفتنت
اما
یه چیزی
توی دلم می گفت:
" بس کن!
اون
واسه تو نیست!"
من هنوزم که هنوز است دوستت دارم . . .
بسیار دوستت دارم . . .
پس از گذشت این همه روز ِ سال وار هنوز طنین صدایت از لوح دلم پاک نشده!
کاش میتوانستم یک بار زبان به نفرینت بگشایم تا و با مشایعت اشک هایم برون ریزم تلخی روزهای بی تو بودن را . . .
باختم!
همه هستی ام را به پای قافیه های غزل ِ چشمهایت باختم . . .
خیلی وقت است که رفته ای، و من هزار سوال نم کشیده در ذهنم مانده! ذهن بیچاره ام ماههاست که در آرزوی یک استعاره تازه نفس بالا نیاورده! دلیل رفتنت را میدانم ولی دلیل آمدنت را نه! چرا آمدی؟! چرا این همه دروغ گفتی؟! چرا خیانت کردی؟! چرا این قدر شعار دادی؟! چرا زجرم دادی؟ چرا سنگ بودی؟! و نهصد نود و شش سوال بی جواب دیگر! کاش آدرس اینجا رو داشتی و میومدی و میخوندی و جواب میدادی! ولی چه جوابی داری؟ اما بی خیال نازنینم، گریه هایم خودشان خشک می شوند. دستمال هایت را نگه دار، لازمت می شوند . . .
پ.ن۱:جاش اینجا نبوده و نیست! اما اگه اینجا نگم کجا بگم؟! به کی بگم؟!
پ.ن۲:همه از من توی تصور خودشون و بر حسب ظاهر یک شخصیت سرد و محکم ساختن منم نمیخواستم ذهنیتشون خراب بشه به خاطر همین مجبور شدم اینجا بنویسم! مجبور . . .
لحن محزون و دلنشین چاووشی مجبورم کرد:
تو که نیستی غم غربت با منه
همیشه یه دنیا حسرت با منه
تو که نیستی روزا با شب یکین
هردوشون تاریکن و تاریکین . .

مرا از چه می ترسانی؟!
از دیوارهای فاصله که در قابِ سال های جدایی خودنمایی میکند ؟!
یا از چین و چروک های چندین و چند ساله ی کنار نگاهت ؟
چرا از چشم هایت نمی خوانی ؟
از دست خط خوانا اما نامفهوم اش . . .
از اندوه بی کرانه ی نگاهت . . .
نمی شود بیایی و از گفتن ردِ پر چین و چروک پیشانی ات بگذری؟
نمی شود بیایی و از شعر بی وزن و قافیه اما موزون نگاهت بگویی ؟
-از لغت بی تعبیر سلامت!!!-
واژگان لرزان یک خط درمیان نگاهم می ترسند!
می ترسم لی لی نگاهم بر چشمانت خیره بماند . .
مرا از چه میترسانی ؟
از فردایی که نیامده؟
از فردایی که خواهد آمد؟
من اما از امروز میگویم!
امروزی که در هر نفس تو را میخواند . . .
فردا خواهد آمد . . .
بی من . . . بی تو . . .
میخواهم از باران چشمانت بگویم . . .
از خورشید بی امان نگاهت که همیشه تابیدنی ست . . .
از انشایی که از واژگان نگاهت خواهم سرود و بیست خواهم گرفت!
من که خوب میدانم با کلامی از مهر و ماه و آیینه باران و سلام و آفتاب چگونه بنویسم!
مرا از چه می ترسانی؟!
درد و غم و اندوه همیشه هست!
به دنبال امروز و آفتاب و دیدار باش!
به دنبالِ دویدنهای میان لبخند و سلام . . .
ببینم این واژگان زیبا قلبت را نمی لرزاند؟
مرا از چه میترسانی؟!
می بینی؟ من آن لحظه که در تب و گریه هذیان آمدنت را گفتم . . .
پای این سوختن را با سرچشمه ای از اشک روان مهر و امضا کردم!
و با کلامی از برای همیشه در تمام روزهایم ثبت اش کردم!
یعنی اینکه این من با تمام من نبودن این تو را با تمام تو نبودن می فهمد!!!
مرا از چه می ترسانی ؟!
پ.ن۱: راست میگن بعضیا چهارشنبه ها حالشون خراب میشه و د ی و و ن ه میشن!!!
پ.ن۲: فرادا خواهر جونم عمل داره براش دعا کنین![]()

بغض های نباریده ام
چشمان آسمان را خیس کرده
نگاهم کن
که چه تنها
باران را به دوش میکشم . . .
پ.ن: بازم خودمو لوس کردم!!!

وقتی برگ ریزان خاطراتم
فصل سرد نگاه توست
پاییز دلتنگیم را
فرصتی برای بهاری شدن نیست . . .
پ.ن۱: تورا به دل پاییزی ات فصل ها را به هم نریز . . .
پ.ن۲: شدیدا حس میکنم وبلاگ وارد یه رکود وحشتتناک شده .
پ.ن۳: ترم ۲۲ واحدی به همراه روزی ۷ الی ۸ ساعت کار دانشجویی و رسیدن به وبلاگ و خوندن وبلاگ دوستای گلم و همچنین نوشتن مطلب واسه یه دوهفته نامه با یه سردبیر مسخره عملا توانی برام نمیذاره که وقت عمیق نوشتن رو داشته باشم و این باعث نگرانیم میشه!
- نگرانی واسه چی؟
- نمیخوام با پایین اومدن سطح وبلاگم دوستای نت رو از دست بدم!
- غصه نخور! دوست اگه دوست باشه . . .
پ.ن۴: خستگیم از تنم بیرون نمیره درضمن یه خورده هم دپرسم . دلتنگیم بیشتر به خاطر پاییز افسونگره و این هوای ابری!![]()
پ.ن۵: به خدا همتونو دوست دارم حتی بعضیا که معرفت ندارن!![]()